دیروز که داشتم میومدم خونه فکرم مشغول تئوری احمقانه ای بود که چند روزه تو سرم پرسه میزنه.
تئوری ای که معمولا هر وقت بهش فکر میکنم بعد از یه ساعت پی میبرم که خیلی کار چیپ و مسخره ایه اجرا کردنش. تئوری اینه که به ن یه مسج بدم و باهاش یه مشورتهایی بکنم. ببینم... (لعنتی حتی اینجا هم از نوشتنش احساس حقارت میکنم)
...
ببینم شانسی برای یه شروع دوباره هست یا نه.
تازه از فکر کردن در مورد این تئوری رقت بار خلاص شده بودم که فکرم رفت سمت یه چیز جالب. خودم رو شبیه Dave Mustaine دیدم و تو رو شبیه Metallica. تشبیه درستیه واقعا.
هیچکس نمیدونه اگر این دو تا از هم جدا نمیشند چی میشد.
هیچکس نمیدونه کدومشون برای اون یکی زیادی بود.
و مهم تر از همه اینکه Metallica برای Dave یه عقده شده. عقده ای که هر چقدر هم تو کار خودش پیشرفت کنه براش حل شدنی نیست. همونطوری که من هر کس دیگه ای رو میبینم نمیتونم تو رو از ذهنم بیرون کنم.
شب که اومدم خونه دیدم ت یه ویدیو رو فیسبوک شر کرده. ویدیویی بود در مورد داستان Dave و Metallica. مثل اینکه Dave تو یه مصاحبه گفته بود که اگر موقعیتش پیش بیاد حاضره با متالیکا همکاری کنه. و James Hetfield در جواب، اون رو آدم دهن گشادی خطاب کرده بود که قبل از حرف زدن فکر نمیکنه و چرت و پرت زیاد میگه. کلا خیلی تحقیر آمیز بود جوابش.
ولی اوج کار جوابی بود که Dave به حرف James داده بود: "من همه اونا رو دوست دارم و برام آدمای با ارزشی هستند. من صادقانه احساسم رو بیان کردم و گفتم دلم میخواد با اونا کار کنم و حالا که میبینم بیان کردن این احساس اونا رو ناراحت میکنه ازشون عذرخواهی میکنم و قول میدم که دیگه تکرار نشه"
این جواب از ده تا سیلی برای James بدتر بود...
بعد از دیدن اون ویدیو با خودم گفتم که شاید من هم باید احساسم رو بیان کنم. حتی اگه با جواب تحقیر آمیز مواجه بشم. البته فکر نکنم ن جواب تحقیر آمیزی بهم بده. حتما شرایط رو درک میکنه.
پ.ن: ن تو وبلاگش هم پست جدید گذاشته. دیشب خوندمش ولی فرصت نشد کامنت بذارم. الان باید برم یه کامنت ناشناس با اسم :| براش بذارم.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 22:14 توسط ب |
برچسب:
نویسنده: فاطمه خلیلی
تاريخ: چهارشنبه
14 تير
1396 ساعت: 15:36